اتومبیل‌دزدی بزرگ (سری)
اتومبیل‌دزدی بزرگ (به انگلیسی: Grand Theft Auto) نام یک سری بازی ساخته شده توسط دیو جونز و سپس توسط دن هاوسر و سم هاوسر است. این بازی توسط راک‌استار نورث توسعه یافته و توسط راک‌استار گیمز منتشر شده‌است.







اتومبیل‌دزدی بزرگ (بازی ویدئویی)
اتومبیل‌دزدی بزرگ (به انگلیسی: Grand theft auto) اولین بازی از سری بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ است که در سبک اکشن-ماجراجویی جهان باز و در سال ۱۹۹۷ توسط دی‌ام‌ای دیزاین (که امروزه با نام راک‌استار نرت می‌شناسیم) منتشر شده است. این بازی به بازیکن اجازه می‌دهد که نقش یک تبهکار را ایفا کند که آزادانه در یک شهر بزرگ پرسه می‌زند و ماموریت‌های مختلفی مانند دزدی از بانک، قتل و جرائم دیگر را انجام می‌دهد.




اتومبیل‌دزدی بزرگ ۲

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۲ (به انگلیسی: Grand Theft Auto 2) یک بازی رایانه‌ای از سری اتومبیل‌دزدی بزرگ است که در سال ۱۹۹۹ برای پلی‌استیشن و ویندوز روانه بازار شد.




اتومبیل‌دزدی بزرگ ۳

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۳ (به انگلیسی: Grand Theft Auto III) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار گیمز طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۱ انجام شد.

داستان‌های این بازی در یک شهر ساختگی با نام شهر آزادی رخ می‌دهد که اقتباسی از شهر نیویورک می‌باشد.این بازی یکی از اولین بازی های 3D بود و به نوعی انقلابی در سبک OPEN WORLD و صنعت بازی سازی انجام داد





اتومبیل دزدی بزرگ: وایس سیتی

اتومبیل‌دزدی بزرگ: وایس سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Vice City)چهارمین بازی رایانه‌ای در مجموعه‌بازی‌های مجموعه اتومبیل‌دزدی بزرگ است.

در انگلیس توسط راک استار نرث (پیشتر DMA Design) طراحی شد و راک استار گیمز آنرا منتشر کرد. در آمریکای شمالی در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۰۲ میلادی (۵ آبان ۱۳۸۱ خورشیدی) برای پلی استیشن ۲ عرضه شد و خیلی زود عنوان پرفروش‌ترین بازی رایانه‌ای سال را از آن خود کرد. تا ژوئیه ۲۰۰۶ وایس سیتی در بازار آمریکا پرفروش‌ترین بازی تمام زمان‌ها شد، زمانی که توسط اتومبیل‌دزدی بزرگ: سان آندریاس، بازی موفق اتومبیل‌دزدی بزرگ کنار زده شد. وایس سیتی همچنین در فهرست ۱۰۰ بازی محبوب تمام دوران‌های مجله ژاپنی فامیتسو در سال ۲۰۰۶ که توسط خوانندگان انتخاب شدند ظاهر شد.

وایس سیتی از سبک فیلم‌هایی نظیر صورت‌زخمی (Scarface)، راه کارلیتو (Carlito's Way) و سریال تلویزیونی سال‌های ۱۹۸۰ فساد در میامی (Miami Vice) استفاده کرده‌است. «تامی ورستی» (Tommy Vercetti) نقش اصلی و شخصیت قابل بازی در این ماجرا است که شباهت‌هایی به شخصیت تونی مونتانا در صورت‌زخمی دارد. صداگذاری بر شخصیت تامی توسط ری لیوتا (ایفاگر نقش هنری میل در رفقای خوب) صورت گرفته‌است.






داستان

تامی ورستی سربازی است در خانوادهٔ فورلی، یک گروه جنایتکار سازمان یافته در شهر آزادی. در سال ۱۹۷۱ رئیس این باند مافیایی، «دون فورلی»، تامی را برای کشتن یک نفر می‌فرستد ولی او در آنجا توسط ۱۱ نفر محاصره می‌شود. وی هر ۱۱ نفر را می‌کشد و برای قتل‌عام بی رحمانه‌اش به وی لقب «قصاب هاروُد» را می‌دهند. اما تامی بعد از آن دستگیر شده و ۱۵ سال زندان برایش رقم زده می‌شود، در حالی که نمی‌داند چه کسی قاتلین را فرستاده‌است.

خانوادهٔ فورلی تصمیم به پیشرفت مواد فروشی خود در وایس سیتی میگرند، در حالی که تامی از زندان آزاد می‌شود و سانی فورلی نمی‌خواهد که تامی مزاحم او بشود. بنابراین بلافاصله بعد ازینکه وی در سال ۱۹۸۶ از زندان آزاد شد او را برای ملاقات کن روزنبرگ به وایس سیتی می‌فرستد تا با خانوادهٔ ونس، ویکتور و لنس، معاملهٔ کوکائین کنند. نقشهٔ سانی فورلی این است که وقتی تامی در وایس سیتی به نوایی رسید، وی را از بین ببرد و تجارت وی را خود در دست بگیرد.

در حال معامله لنس و ویکتور با تامی توسط یکی از باندهای اوباش محاصره می‌شود و همراهان تامی، هری و لی به همراه ویکتور ونس (برادر لنس) کشته می‌شوند. تامی به طرز معجزه آسایی از مهلکه گریخت. اما او مجبور به ترک مواد و پولها در محل معامله شد. وقتی که وی جریان را برای فورلی تعریف می‌کند، او عصبی می‌شود و وی را تهدید می‌کند اما تامی قول می‌دهد که پولها و مواد را پس گرفته، و مسئول این محاصره را پیدا کند. داستان اصلی بازی وقتی شروع می‌شود که تامی با لنس ونس ملاقات کرده، و تصمیم همکاری با هم را می‌گیرند.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: سن آندریاس
گرند دفت اوتو: سن آندریاس همچنین در ایران شناخته شده با نام اتومبیل‌دزدی بزرگ: سَن اَندریاس (به انگلیسی: Grand Theft Auto: San Andreas) یک بازی رایانه‌ای غیرخطی در مجموعه بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ است.سرقت مشهور اتومبیل سن اندریاس پنجمین بازی از سری بازی های جی تی ای و یک بازی به سبک ماجراجویی است.این بازی در اصل برای پلی استیشن 2 ساخته شده بود که بعد ها برای پی سی و ایکس باکس نیز طراحی شد. مانند بازی های دیگر مجموعه سرقت مشهور اتومبیل، سن اندریاس نیز متشکل از عناصر رانندگی، سوم شخص (شخصیت اصلی), گیم پلی جهان آزاد، که اجازه می دهد بازیکن بیش از هر بازی دیگری آزادی عمل داشته باشد.یکی از توانایی های جالب این بازی این است که می توانید درطول بازی رفقایی برای خود پیدا کنید.در این بازی بایک دختر دوست می شوید به نامDenis Rabinsonکه قادر خواهید بود آن را به گردش و رستوران ببرید.در این صورت می توانید کلید ماشین دوستانتان را گرفته و اگر دوستی تان به صد در صد رسیداو برای شما یک دست لباس خواهد خرید.این بازی متنوع و بسیار طولانی می باشد.در صورت تمام کردن بازی می توانید به داخل شهر برگردید و مناطق مخفی را پیدا کنید.در ابتدای بازی ماموریت های خیلی ساده را بر عهده می گیرید اما هر چقدر که جلوتر می رویدماموریت ها مشکل تر و پیچیده تر می شوند.شما می توانید علاوه بر مٱموریت هایی که در بازی به شما داده می شود با دزدیدن ماشین های پلیس،آتش نشانی،آمبولانس یا تاکسی با آنها کار کنید و پول دربیاورید؛مثلاً اگر ماشین یا متر یا چیز های پلیسی وجنگی دیگری را بدزدید می توانید مٱموریت های پلیسی را انجام دهید.در طول بازی می توانیدلباس و کفش و عینک و حتی گردن بند و ساعت خریداری کنید ویا به آرایشگاه و مغازه ی خال کوبی و حتی به قمارخانه بروید و اگرCJگرسنه اش شد در رستوران هاغذاهای متنوع بخرید .در مسابقه ی اسب سواری شرط بندی کنید یا به ورزش هایی چون بسکتبال وبوکس وشنا و... بپردازید.






شخصیت اصلی

نام او کارل و نام خوانودگی اش جانسون است.او یک سیاه پوست است و در اوایل بازی بدنی استخوانی دارد.دوستانش زیاد به او احترام نمی‌گزارند.اهل دود و دم نیست و از سیگار و مواد مخدر دوری میکند. کمی دست و پا چلفتی است و از وضع مالی خوبی برخوردار نیست. ولی در اواخر بازی تبدیل به انسانی قابل احترام کار بلد و سرمایه دار می شود.






داستان

داستان بازی: کارل بعد از پنج سال به شهر خود باز میگردد و در همان ساعت اول دچار بدشانسی میشود.وقتی که با تاکسی از فرودگاه قصد رفتن به منزلش را دارد توسط نیروی پلیس دستگیر میشود.اما ازظواهر معلوم پلیسها خودشان هم باج گیر و زورگو هستند و پس از گرفتن پولهایش او را در یکی از کوچه های شهر رها میکنند.بازی از همین جا شروع میشود.شما باید بوسیله یک دوچرخه به خانه خود بروید.وقتی کارل وارد خانه اش میشود با دیدن عکس مادرش یاد گذشته تلخ خود می افتد در این هنگام دوستش که در منزل او زندگی میکند به طرفش حمله میکند و وقتی متوجه میشود که او کارل است خوشحال میشود و به اتفاق او به کنار قبر مادرش میرود.او آن جا دوستش برادرش و خواهرش را ملاقات میکند.گویی بین خواهر و برادر مشکلی پیش آمده خواهرش با ناراحتی میرود.در همان روز آن ها با یک گروه خطرناک دیگر مواجه میشوند کارل میفهمد که دوستان او با این گروه مشکل دارند و از همین جاست که او برای کمک به دوستان خود با گروه مخالف وارد جنگ میشود.






شهر Los santos

این شهر از روی شهر لس انجلس امریکا ساخته شدو و از این قسمت ها تشکیل میشود : The Beach:اینجا یکی از نقاط جذاب شهر است و در آن پارتی ها و جشن های زیادی بر‌گزار می شود.

Rodeo:اینجا در واقع بالای شهر است و ثروتمندان دراین منطقه زندگی می کنند.هتل Rodeo نیز در اینجا قرار دارد.

Richman Club:در اینجا زمین گلف و تنیس می باشد ومنطقه ی ثروتمندان است.

The Market:در این منطقه شرکت های سازنده ی موسیقی رپ قرار دارند.

Idlewood:در این محل مغازه های معمولی مانند پیتزافروشی وآرایشگاه وباشگاه بدنسازی و... وجود دارد و محل رفت‌وآمد خلافکاران است.






شهر San Fierro

این شهر از روی شهر سن فرانسیسکو امریکا ساخته شده و پر از قطار میباشد. این شهر از این قسمت ها تشکیل شده است: Juniper Hollow:اینجا محلی برای خوشگذرانی و مراسم شادی است.

Downtown:این محل یک منطقه ی اقتصادی است.

Easter Basin:باند Danang در این منطقه فعالیت دارد وخلافکاری در آن بسیار زیاد است.

Doherty:این منطقه محل زندگی دزدان وخلافکاران وقاچاقچیان مواد مخدر است.

Garcia:این محل در اختیار باندسان فیرو ریفا است و به روایتی توزیع مواد مخدر از اینجا آغاز می شود.

Alens Hot Dogs:در این محل شخصی به عنوان ساندویچ فروشی فعالیت می کند که در اصل تمام جرایم الکترونیکی به او نسبت داده می شود.

San Fierro Medical Center:اینجا بیمارستان بزرگ سری بازی های GTA می باشد.






شهر Las Venturas

این شهر از روی شهر لاس وگاس امریکا ساخته شده و پر از کازینو می باشد. این شهر شامل این قسمت هاست:

Black Field:در اینجا می توانید اکثر مسابقات خیابانی راتماشا یا در آن ها شرکت کنید.

Rockshore:در این منطقه کارها ی خلاف قانون زیادی انجام می گیرد.یک سالن عروسی نیز در اینجا وجود دارد.

The Strip:در این محل پلیس ها کوچکترین عمل خلاف راتحت تعقیب قرار می دهند.پس باید از خلاف کاری در این منطقه پرهیز کرد.

Las Venturas Airport:یکی از سه فرودگاه موجود در این بازی است.






مناطق دیگر

Blue Berry:جایی که در آن ساختمان های بلند و عظیم وجود دارد و نزدیک شهر San Fierro قرار دارد.

Palomino Creek:محله ای ترک نشین که در بانک آن مدام سرقت صورت می گیرد.

Angelo Pine:در این منطقه نیز خلافکاری های زیادی صورت می گیردو مغازه های اسلحه فروشی زیادی در اینجا وجود دارد.

Bayside Marina:دراین محل مدرسه آموزش شنا را می توانید بیابید.

World Largest Cock:جایی که بزرگترین خروس دنیا را در آن محل نگهداری می کنند وجهانگردان زیادی برای دیدن آن به این محل می آیند.

Las Barrancas:آمار خلافکاری در این منطقه نیز بالا است.

Hunter Quarry:اینجا جایی است که آدمکشان برای سربه نیست کردن اجساد قربانیان خود از آن استفاده می کنند.






معرفی باندهای خلافکار

Grove street boys:کارل جانسون(CJ)در این باند عضویت دارد و مشخصه ی آن ها پوشیدن لباس سبزاست.ذر ضمن این باند با باند The Ballas رقابت می کنند.

The Ballas:این باند کنترل منطقه یIdlewood را در دست دارد و برای کنترل بقیه مناطق لوس سانتوس با باند واگوس رقابت می کند.این باند به کارهایی چون دزدی آدم و توزیع مواد مخدر و فروش اسلحه دست می زنند.

Varios Los Aztecas:اعضای این باند دستمالی جلوی صورت خود می بندندو در ماموریت های خود اغلب از سلاح گرم استفاده می کنند و در خیابان ها حضوری همیشگی دارند.این باند با باند Los Santos Vagos روابط دوستانه دارند.

Los Santos Vagos:این باند بیشتر لباس زرد به تن می کنند و تسلط خوبی بر بسیاری از مناطق دارند.قاچاق اسلحه و پخش مواد مخدر در اختیار آن هاست.

San Fierro Rita:این باند قدرت اصلی را در منطقه ی Garcia دارند.آن ها می گویند که عصر هرویین به سر آمده و از این به بعد باید کوکایین توزیع کرد.

Triads:این باند بسیاری از مناطق San Fierro و محله ی چینی ها را در اختیار دارد.رییس آن ها Wuzimu است و قمارخانه های زیادی در اختیار دارد.

Danang Boys:این باند از جوانان ویتنامی درست شده.آن ها مرتب با باند Triads در حال در گیری هستند.این باند اسکله های زیادی در ساحل سن فییِرو در اختیار دارد.






معرفی کاراکتر ها

سویت:برادرش و بهترین دوستش در این مبارزه.

کندل:خواهرش که نفوذ زیادی روی برادرهایش دارد.

رایدر:یکی از دوستان کارل که همیشه عینک دودی به چشم دارد و اغلب مست است.او در اواسط بازی به کارل خیانت میکند و کارل او را میکشد

بیگ اسموک:دوست کارل و فردی بانفوذ از خاندان جانسون.او نیز در اواسط بازی به کارل خیانت میکند. بیگ اسموک غول اخر این بازی است.

اوجی لوک:فردی جاه طلب که مدتی در زندان بوده است.

سزار:دوست کارل و نامزد کندل.

کاتالینا:زنی با قد کوتاه.او از مردها نفرت دارد ولی هنوز با کارل دوست است.

تروث "به انگلیسی: the truth به معنای حقیقت":دوستی عجیب که عقایدی عجیب نیز دارد.

ووزی:رهبر یک سازمان خود گردان چینی به اسم montain cloud boys که با وجود نابینا بودن کارش را خوب انجام می دهد.

تورینو:یکی از اعضای سازمان اف بی ای که ماموریت های عجیبی انجام میدهد.

سالواتوره:دوست قدیمی از GTA3 او اینک در سان اندریس است و چند ماموریت را باید به انجام برساند.

زیرو:دوست تروت و مهندسی که کارهای الکترونیکی را خیلی خوب وارد است.

مدداگ:فردی افسرده که کارل به او کمک می کند تا روی پای خود بایستد.






اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای لیبرتی سیتی
اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای لیبرتی سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Liberty City Stories) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که در شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۵ برای کنسول دستی پلی‌استیشن همراه و در ایالات متحده آمریکا منتشر شد.






داستان

داستان‌های این بازی در سال ۱۹۹۸ و در شهر آزادی است.تونی سیپرینی، به این شهر آمده و به عنوان شخصیت اصلی، با داستان‌هایی مواجه میشود. تونی با سالواتور لئون آشنا میشود. سالواتور رئیس باند گانگستری ی لئون است او با گروه های متعدد گنگستری بر سر مالکیت و تصاحب شهر آزادی مشکل دارد مخصوصا با گروه های:تاریوکی و یاردی و یاکوزاوا و دیابلو و دوک های پورتلند.همسر سالواتور:(ماریا)هم دردسر های جزئی که لازم به ذکر نیست درست میکند.مادر تونی هم در شهر آزادی است وبه تونی سیپرینی کمک بسیاری میکند ولی تونی سیپرینی به مادرش خیانت میکند. درآخر سالواتور لئون به کمک تونی سیپرینی شهر آزادی را تصاحب میکند و گروه های :تاریوکی و یاردی و یاکوزاوا و دیابلو و دوک های پورتلند را از سر راه برمیدارد.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای وایس سیتی

اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای وایس سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Vice City Stories) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۶ برای کنسول دستی پلی‌استیشن همراه و در ایالات متحده آمریکا منتشر شد. نخستین انتشار این بازی برای کنسول پلی‌استیشن ۲ در ۶ مارس ۲۰۰۷ انجام شد.

زمان شکل‌گیری داستان‌های این بازی در سال ۱۹۸۴ در وایس سیتی است.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴
اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ (به انگلیسی: Grand Theft Auto IV) یک بازی رایانه‌ای جهان باز به سبک اکشن ماجراجویی که توسط راک‌استار نرت ساخته شده و راک‌استار گیمز آن را در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۰۸ در آمریکای شمالی برای کنسول‌های بازی پلی‌استیشن ۳ و اکس‌باکس ۳۶۰، و ۲ دسامبر ۲۰۰۸ برای مایکروسافت ویندوز عرضه کرده است. این یازدمین قسمت در سری بازی‌های اتومبیل دزدی بزرگ است. این اولین بازی در مجموعه دزدی بزرگ است که هم‌زمان برای دو کنسول ایکس‌باکس و پلی‌استیشن عرضه شده‌است. یک مضمون اضافی، انحصاراً برای اکس‌باکس ۳۶۰ نیز به بازار عرضه شده‌است. مایکروسافت رسماً اعلام کرده بود که با راک‌استار گیمز یک پیمان راهبردی در رابطه با حقوق این مضمون اضافی در مورد اکس باکس لایو آن‌ها در رخداد X۰۶ برقرار کرده‌است. بازی یکبار دیگر در شهر دوباره طراحی شده آزادی که از روی شهر نیویورک ساخته شده بود و الان بیش از شماره‌های قبل به آن شبیه‌است.






شخصیت‌ها
نقش اول بازی که هدایت آن به عهده بازی کننده‌است فردی به نام نیکو بلیک است که از یکی از کشورهای جنوب شرقی اروپا برای دیدن پسر عمویش رومن به آمریکا سفر می‌کند.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: گمشده و نفرین‌شده

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: گمشده و نفرین‌شده (به انگلیسی: Grand Theft Auto IV: The Lost and Damned) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۱۷ فوریه ۲۰۰۹ برای کنسول ایکس‌باکس ۳۶۰ و نخستین انتشار بازی، برای ویندوز و پلی‌استیشن ۳ در ۱۳ آوریل ۲۰۱۰ منتشر شد.

این بازی، یک نسخه فرعی برای بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ است.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: جنگ‌های محله چینی‌ها
اتومبیل‌دزدی بزرگ: جنگ‌های محله چینیها (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Chinatown Wars) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۱۷ مارس ۲۰۰۹، برای کنسول دستی نینتندو دی‌اس منتشر شد. این بازی همچنین در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹ برای پلی‌استیشن همراه نیز منتشر گشت.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: حکایت گی تونی

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: حکایت گی تونی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: The Ballad of Gay Tony) دومین اپیزود از اپیزودهای دوگانه بازی رایانه‌ای اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ است که برای در سال ۲۰۰۹ برای ایکس‌باکس ۳۶۰، و در سال ۲۰۱۰ برای پلی‌استیشن ۳ و رایانه روانه بازار شد.






داستان

شخصیت اصلی بازی یک آمریکایی دومنیکن‌تبار به نام لوئیز فرناندو لوپز (به انگلیسی: Luis Fernando Lopez) است که در لیبرتی سیتی زندگی می کند. او مباشر آنتونی پرینس (به انگلیسی: Anthony Prince) مشهور به گِی تونی (تونی همجنسگرا) (به انگلیسی: Gay Tony)، مالک چندین باشگاه شبانه در آمریکا است. در داستان بازی، لوئیز لوپز به همراه گی تونی درگیر ماجرای سرقت الماس‌های دو میلیون دلاری می‌شود که نیکو بلیک، جانی کلبیتز (که برای ری باچینو کار می‎کند) و رِی بولگارین نیز به دنبال آن هستند.رِی بولگارین ابتدا با لوئیز فرناندو لوپز و آنتونی پرینس دوستمی شود ولی بعدها به آنها خیانت می کند و درانتها لوییز پی می برد که بولگارین می خواهد از کشور فرار کند. لوییز پی می برد که او در فرودگاه است و با یک هواپیما می خواهد فرارکند.ولی لوئیز موفق میشود واردهواپیماشود و بلغارین رابکشد.در پایان ماجرا، لوئیز و تونی زنده می‎مانند و یک بی‌خانمان الماس‌ها را که در آشغالدانی گم شده‌بود پیدا می‌کند و به ثروت می‌رسد.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۵

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۵ (به انگلیسی: Grand Theft Auto V) یک بازی رایانه‌ای در سبک اکشن-ماجراجویی جهان باز است که توسط شرکت راک‌استار نرث و با موتور ریج طراحی و ساخته شده است. ساخت این بازی حدود ۲۷۰ میلیون دلار هزینه برداشته اما پیش بینی شده درآمد فروش آن تنها در هفته اول انتشار، به ۵۰۰ میلیون دلار برسد.






بازی

راک استار گیمز وعده داده بود که نقشهٔ این بازی از تمامی بازی‌های سریِ GTA که تاکنون ساخته است، بزرگ‌تر باشد و این گونه نیز شد. در حدی که می‌توان گفت این بازی از مجموع نقشه‌های بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ: سن آندریاس و همچنین اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ و بازی سرخ‌پوست مرده: رستگاری نیز بزرگ‌تر است. این بار راک استار گیمز سنت‌های گذشتهٔ خود را کنار گذاشته و به بازی کنندگان اجازهٔ کنترل کردن ۳ شخصیت متفاوت را داده است. این شخصیت‌ها عبارتند از: مایکل، فرانکلین،ترور فیلیپس. ابتدا قرار بر این بود که این عنوان در بهار سال ۱۳۹۱ (۲۰۱۳ میلادی) منتشر شود که به دلایلی به تابستان سال بعد، یعنی ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ (۱۷ سپتامبر ۲۰۱۳) موکول شد. اما این عنوان تنها ۴ روز مانده به انتشار لیک شد. منتقدان بر این باور بودند که این بازی در ماه نخست انتشار بتواند به فروش ۱ میلیاردی برسد، اما تنها در کمتر از ۴ روز، این بازی توانست به این میزان فروش دست یابد. برای نمونه، در روز اول فروش، این بازی ۸۰۰ میلیون دلار فروش رفت که این رقم نه تنها توانست هزینهٔ ساخت و تبلیغات را تأمین کند، بلکه توانست مبلغی در حدود ۲ برابر آن را نیز به دست‌آورد. تمامی سایت‌ها به این اَبَر بازی نمرات کامل ۱۰/۱۰ را دادند. البته سایت گیم اسپات به دلایلی نامشخص به این بازی امتیاز ۹٫۸/۱۰ را داده است. این بازی همچنین توانست که در سایت متاکریتیک با نمرهٔ ۱۰۰/۱۰۰ به جایگاه اول برسد که در رتبهٔ دوم نیز بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ با نمرهٔ ۹۸/۱۰۰ قرار دارد. در نهایت در نمایشگاه E3 سال ۲۰۱۴، راک‌استار این بازی را برای کنسول‌های نسل‌هشتم و ویندوز معرفی کرد.





موتور بازی پیشرفته راک‌استار

موتور بازی پیشرفته راک‌استار (به انگلیسی: Rockstar Advanced Game Engine) (مخفف انگلیسی: RAGE) یا ریج نام یک موتور توسعه بازی است که توسط تیم برنامه‌نویسی و توسعه گروه راک‌استار سن‌دیگو توسعه داده شده است. این موتور از سال ۲۰۰۶ به بعد برای ساخت تمامی محصولات راک‌استار مورد استفاده واقع شده است. این موتور تاکنون قابلیت ساخت بازی‌های مخصوص کنسول‌های نسل ششم و نسل هفتم و همچنین بازی‌های سکوهای دیگر را داشته است.
5:20 pm

تاریخچه عکاسی
عکاسی توسط یک فرد کشف و تکمیل نشده‌است، بلکه نتیجهٔ تلاش بسیاری از افراد در زمینه‌های مختلف و اکتشافات و نوآوری‌های آنان در طول تاریخ است.





سال‌ها قبل از اختراع عکاسی، اساس کار دوربین عکاسی وجود داشته‌است؛ موزی، ارسطو و اقلیدس در سدهٔ ۵ و ۴ پیش از میلاد نحوهٔ کارکرد دوربین سوراخ سوزنی را شرح داده‌بودند. در یونان باستان عقیده بر این بود که نور از چشم به سمت اشیا می‌تابد و بازتاب آن باعث دیدن می‌شود. ارسطو و اقلیدس با استفاده از تئوری سوراخ‌سوزنی تلاش کردند خلاف آن نظریه را ثابت کنند؛ آن‌ها در پشت دوربین‌های سوراخ سوزنی صفحه‌ای نیمه‌مات قرار می‌دادند تا تصویر بازتاب‌شدهٔ روی آن با چشم دیده شود. در قرن ششم میلادی، آنتمیوس در آزمایش‌های خود از دوربین تاریکخانه‌ای استفاده کرد.

ابن هیثم تئوری دوربین سوراخ سوزنی را گسترش داد و در مشاهدات خورشید گرفتگی خود از وسیله‌ای به نام «جعبه تاریک» استفاده کرده بود. او برای نخستین‌بار از دوربین سوراخ سوزنی و دوربین تاریکخانه‌ای در آزمایش‌هایش جهت بررسی خواص نور پرداخت. آلبرتوس ماگنوس در قرن سیزدهم میلادی نیترات نقره و ژرژ فابریسیوس نقره کلرید را کشف کرد. و دانیل باربارو در سال ۱۵۶۸ میلادی نحوهٔ عملکرد دیافراگم و کارکرد عدسی در دوربین تاریکخانه‌ای را شرح داد. ویلهلم هومبرگ در سال ۱۶۹۴ میلادی توضیح داد که نور چگونه برخی از مواد شیمیایی را تاریک می‌کند و در سال ۱۸۰۲ میلادی توماس وجوود انگلیسی توانست بر روی سطح‌های حساس شده با نیترات نقره تصویر شفافی به دست آورد.

اتاق تاریک منجر به تکامل عکاسی و پیدایش دوربین عکاسی شد. اتاق تاریک عبارت از اتاقی بدون پنجره‌است که به جز روزنه‌ای که بر یکی از دیوارهای اتاق تعبیه شده، هیچ نوری به آن وارد نمی‌شود. تصاویر یا چشم‌اندازهای روبه‌روی روزنه به صورت وارونه بر دیوار روبرویش بازتاب می‌یابد که قابل دیدن است. بعضی از نگارگران از تصاویر بازتاب یافته به عنوان الگوی نقاشی استفاده می‌کردند. بعدها این اتاق تاریک در ابعاد کوچک‌تر تبدیل شد به دوربین عکاسی شد یعنی در برابر روزنه‌ای که وجود داشت مادهٔ حساس به نور قرار می‌دادند تا تصاویر بازتابش یافته، ثبت و ضبط شوند.
اولین تصویر لیتوگرافی نوری در سال ۱۸۲۲ میلادی توسط مخترع فرانسوی، ژوزف نیسه فور نیپس تولید شد اما در هنگام رونوشت‌برداری از بین رفت. اما نیپس در سال ۱۸۲۶ دوباره توانست عکسی دائمی از طبیعت به نام اصطبل و کبوترخانه را خلق کند. ولی زمان نوردهی این عکس هشت ساعت بود که زمان بسیار درازی است، و مشکل دیگر هم این بود که تصویر نگاتیو بود یعنی هرچه سفید بود را سیاه هرچه سیاه بود را سفید نشان می‌داد. به همین دلیل او به دنبال یافتن فرآیند بهتری بود و با همکاری لوئی داگر ، آزمایش‌هایی را بر ترکیبات نقره براساس یافته‌های یوهان هاینریش شولتز در سال ۱۸۱۶ میلادی انجام دادند؛ در آن سال شولتز مشاهده کرد که مخلوطی از نیترات نقره و گچ در مقابل نور، تیره می‌شوند. نیپس در سال ۱۸۳۳ میلادی درگذشت؛ ولی داگر در سال ۱۸۳۷ توانست روش داگرئوتایپ را اختراع کند. داگرئوتایپ بدین‌گونه بود که به صفحه‌ای نقره‌ای مدتی بخار ید داده تا نسبت به نور حساس شود، سپس آن را درون یک دوربین جعبه‌ای گذاشته و با برداشتن عدسی حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه نور از شی موردنظر به صفحهٔ نقره‌ای تابانده می‌شد. برای ظهور تصویر، صفحه را در محلول جیوه با حرارت ۶۵ درجه قرار می‌داد تا با چسبیدن ذرات نقره و جیوه، عکس بوجود آید؛ سپس صفحه را در آب سرد فرو می‌برد تا سطح آن پایدار گردد، در نهایت صفحه را در آب‌نمک (سدیم کلرید) قرار می‌داد و تصویر ظاهر می‌شد. یکی از مشکلات روش داگرئوتایپ این بود که فقط می‌شد یک نسخهٔ پوزیتیو یا مثبت (عکس دائمی) از سوژه ثبت کرد. در سال ۱۸۳۵ میلادی، چند ماه پس از اینکه نتیجهٔ آزمایش‌های لوئی داگر اعلام شد، شیمی‌دان انگلیسی، هنری فاکس تالبوت گزارشی از روند عکاسی خود که آن را «طراحی نوری» نامیده بود منتشر کرد؛ تالبوت این روش را در سال ۱۸۳۵ میلادی ابداع کرده بود اما آن را مخفی نگه داشت و روش خود را کامل و در سال ۱۸۴۰ با عنوان کالوتایپ معرفی کرد. در این روش، به‌جای استفاده از صفحات فلزی، از کاغذ حساس‌شده به نیترات نقره با ترکیبی از سدیم کلرید و اسید گالیک استفاده کرد. کاغذ حساس‌شده به مدت دو دقیقه نوردهی می‌شد و پس از آن یک تصویر پنهان بوجود می‌آمد که آن‌را با استفاده از پتاسیم یدید و سدیم سولفات به صورت نگاتیو (منفی) در اندازه‌های کوچکتر ثبت می‌کرد. سپس با استفاده از آن می‌شد نسخه‌های دائمی فراوانی در اندازه‌های مختلف تهیه کرد؛ تا پیش از این عکاسان مجبور بودند صفحهٔ حساس را به اندازهٔ شی موردنظر بسازند و امکان تغییر در اندازه وجود نداشت. تا سال ۱۸۶۰ میلادی روش داگرئوتایپ به کلی منسوخ شد و عکاسی مبتنی بر نسخه‌های نگاتیو و پوزیتیو جایگزین آن شد. در سال ۱۸۳۹ جان هرشل با استفاده از سدیم تیو سولفات روشی را برای تهیهٔ نسخهٔ نگاتیو روی شیشه ابداع کرد که به‌مرور جایگزین نگاتیوهای کاغذی شد.

تئوری عکس رنگی سه‌رنگ، توسط جیمز کلرک ماکسول فیزیکدان انگلیسی در سال ۱۸۵۵ پیشنهاد شده بود. برپایهٔ نظریهٔ او، نور مرئی از سه رنگ اساسی قرمز، سبز و آبی، تشکیل شده‌است. پس فیلمی از سه لایه ساخت که هر لایهٔ آن نسبت به یکی از سه رنگ‌های اولیه حساس بود و توانست نخستین عکس‌رنگی را در سال ۱8۶۱ به ثبت برساند.

بالاخره در سال ۱۸۷۴، یک شرکت انگلیسی اولین شیشه‌های خشک عکاسی را به بازار عرضه کرد و عکاسی جنبهٔ عملی به خود گرفت. اما حمل و نقل مقدار زیادی شیشه، از لحاظ سنگینی و شکنندگی، یکی از مشکلات پیش روی بود تا اینکه در سال ۱۸۷۱ ریچارد مادوکس، فیزیکدان و عکاس انگلیسی با ابداع فیلم عکاسی ژلاتینی، زمان عکسبرداری را کوتاه کرد و جابه‌جایی فیلم‌های عکاسی را راحت نمود که نقطهٔ عطفی در تاریخ عکاسی محسوب می‌شود.

جورج ایستمن آمریکایی در سال ۱۸۸۴ میلادی فیلم رول را که فیلمی از جنس پلاستیک آغشته به امولسیون ژلاتینی است را ابداع کرد و با ساخت دوربین جعبه‌ای در سال ۱۸۸۸، عکاسی را برای مردم عادی مقرون به صرفه نمود و تحول مهمی در عکاسی ایجاد کرد؛ شعار تبلیغاتی کمپانی کداک برای دوربین‌هایش چنین بود که «شما دکمه را فشار دهید، بقیه‌اش را ما انجام می‌دهیم.»

در نوامبر ۱۹۴۸ ادوین لند نوعی دوربین آنالوگ ظهور فیلم فوری موسوم به دوربین پولاروید را اختراع کرد که بلافاصله پس از عکسبرداری، نسخهٔ چاپ‌شدهٔ عکس را پرینت می‌کردند و عکس گرفته‌شده یک دقیقه بعد و در مدل‌های جدیدتر تا چند ثانیه بعد، قابل رویت بود تصاویر دیجیتال در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی و در جریان پیاده‌کردن انسان در ماه، تکامل پیدا کرد. دستگاه‌های گیرندهٔ امواج آنالوگ، اطلاعاتی که در مورد عکس از فضا ارسال می‌شد را بسیار دشوار دریافت می‌کردند. با دیجیتالیزه سیگنالها و تقویت آن‌ها، پارازیتها حذف می‌شدند و تصاویر واضح بدست می‌آمد.

پیدایش عکاسی و رواج روش‌های گوناگون این فن در ایران، با اختلاف حدود سه سال از اعلام موجودیت عکاسی در فرانسه روی داده‌است. اختراعات و انواع ابزار و تجهیزات عکاسی دو تا سه سال پس از اینکه به بازار می‌آمد بطور هدیه بدست پادشاه ایران می‌رسید.نخستین دستگاه‌های عکاسی به روش داگرئوتایپ، به درخواست محمد شاه قاجار از کشورهای روسیه و انگلیس به دربارِ ایران وارد شد و در اواسط دسامبر سال ۱۸۴۲ میلادی (پایان آذر سال ۱۲۲۱ خورشیدی) نخستین عکسبرداری در ایران انجام گرفت.






عکاسی آنالوگ

هر چند از اول، عکاسی بر پایه آنالوگ بنا شده بود، ولی این صفت، بعد از ظهور عکاسی دیجیتال و بخاطر ایجاد وجه تمایز به این نوع عکاسی اضافه گردید. در این سیستم چنانچه در بخش تاریخ عکاسی بصورت مفصل آمده‌است، تلاش‌های زیادی برای ثبت و ثابت‌سازی تصویر صورت گرفته‌است. از شیشه‌های خیس کلودیونی، شیشه خشکی که انگلیسی‌ها آن را ابداع کردند و بالاخره فیلم ژلاتینی که بوسیله ریچارد مادوکس وارد دنیای عکاسی شدند، همه و همه جزو تلاش‌های بشر برای ثبت تصویر بوده‌است.

برای بدست آوردن بهترین نتیجه، در عکاسی آنالوگ، باید تمامی تدبیرات اعمّ از: اصلاح رنگ، نور و کنتراست را قبل از نوردهی انجام داد. چون تقریباً بعد از نوردهی و ظهور فیلم، در این خصوص کار زیادی نمی‌شود انجام داد. هر چند روش‌هایی در کارهای تاریکخانهای متداول می‌باشد، ولی چون پایه ثابت است، این تغییرات هم جزئی خواهد بود.

ظهور فیلم ظهور در عکاسی به معنای مواجهه دادن فیلم عکاسی یا کاغذ عکاسی با مواد شیمیایی است که باعث تبدیل شدن فیلم به یک تصویر منفی (نگاتیو) یا مثبت (اسلاید)، و یا کاغذ به تصویر عکس می‌شود. این اولین مرحلهٔ ظهور در مورد فیلم و کاغذ است. هدف از ظهور این است که تصویر موقتی که روی فیلم یا کاغذ عکاسی نقش بسته را تبدیل به یک تصویر دائم، قابل دیده شدن، و غیر حساس به نور بکند. توقف، ثبوت و شست‌وشو، مراحل بعدی بدست آوری تصویر ثابت است.



ظهور فیلم سیاه و سفید

در ظهور فیلم عکاسی، چه سیاه و سفید، چه رنگی، که یک احــیاء شیمیایی اســت، ذرات نوردیده برمید نقره به فلز نقره سیاه متالیک تبدیل شده و نگاتیو را بوجود می‌آورند نتیجه بدست آمده از ظهور را، از آن جهت نگاتیو می‌نامند که با صحنهٔ عکاسی رابطه عکس دارد. یعنی قسمت‌هایی از صحنه عکاسی که روشن هستند، در نتیجهٔ بدست آمده از ظهور، تیره ثبت می‌شوند و بالعکس. چاپ تماسی یا آگراندیسوری نگاتیو بر روی کاغذ عکاسیِ نگاتیو، نتیجه مثبت بدست می‌دهد.
ظهور ریورسال، برای بدست آوردن نتیجه مثبت (پزتیو) اجراء می‌شود. معمولاً حاصل کار این نوع ظهور را اسلاید می‌نامند.
در بین مراحل ظهور ریورسال سیاه سفید یک مرحله نور دادن وجود دارد. برای اینکه این مرحله بصورت کامل و عاری عیب و نقص صورت بگیرد، قرقره تانکهای ظهور باید کاملاً شیشه‌ای باشد، تا سایه بوجود آمده از آن باعث خراب شدن نتیجه نگردد.




ظهور فیلم رنگی

ظهور فیلم رنگی از نظر دما به مراتب حساس‌تر از ظهور فیلم سیاه و سفید است؟ با وجود لایه‌های حساس به رنگ در پایه این فیلم‌ها، تغییرات جزئی دما در حد نصف درجه سانتی‌گراد باعث بروز اعوجاج رنگ خواهد شد. در سیستم ظهور فیلم رنگی دما بصورت اتوماتیک بوسیله دستگاه ظهور تنظیم و ثابت نگه داشته می‌شود. با ظهور مداوم، که در لابراتوارهای بزرگ انجام می‌گیرد، ثابت نگه داشتن قدرت احیاکنندگی داروی ظهور اهمیت بسزایی دارد. این کار معمولاً با داروهای تقویتی که با علامت R مشخص مشوند، صورت می‌گیرد. داروهای تقویتی را بر حسب سانتیمتر مربع از ظهورهای صورت گرفته به داروی اصلی می‌افزایند.
در ظهور ریورسال رنگی، بر خلاف ریورسال سیاه و سفید مرحله نوردهی مجدد در کار نیست. ظهور دوم بلافاصله بعد از بلیچ صورت می‌گیرد. پایه فیلم ریورسال رنگی نیز بر خلاف سایر فیلم‌های رنگی (نور روز و نور شب) شفاف است.

داروهای ظهور ریورسال رنگی، قبلاً انواع متفاوتی داشتند و ظهور آنها فقط در کارخانه سازنده آن امکان داشت. در بستهٔ هر فیلم ریورسال، یک پاکت به آدرس کارخانهٔ سازنده آن فیلم وجود داشت که هزینه پستی آن نیز توسط خود کارخانه تقبل شده بود. بعد از نوردهی فیلم داخل آن پاکت قرار داده شده و ارسال می‌گردید. کارخانه، فیلم را ظهور و به آدرس عکاس ارسال می‌نمود.

استفاده همه‌گیر فیلم‌های ریورسال موجب بوجود آمدن داروی واحدی به نام ئی-۶ گردید. فعلاً تقریباً تمامی فیلم‌های ریورسال رنگی با این دارو قابل ظهور هستند.




عکاسی دیجیتال

عکاسی دیجیتال به فرآیند ثبت تصاویر به وسیلهٔ دریافت و ثبت نور برروی سطح حساس به نور سنسور الکترونیکی گفته می‌شود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیاء بر روی سطح حساس به نور سنسور تأثیر می‌گذارد و باعث ثبت تصاویر می‌گردد.

آسانی نسبی استفاده، سرعت بالای بازدید، انتقال و چاپ و نیز در بسیاری از موارد، کیفیت برتر، تعدادی از ویژگی‌های متمایزکنندهٔ عکاسی دیجیتال هستند.

در عکاسی دیجیتال، سنسور (حسگر) وظیفهٔ ثبت تصویر را برعهده دارد و هیچکدام از سنسورها بصورت مستقیم قادر به شناسایی رنگ‌ها نیستند و فقط می‌توانند شدت روشنایی نور را ثبت کنند. هر سنسور از میلیون‌ها سنسور ریز حساس به نور تشکیل شده و هرکدام از این حسگرهای ریز قالباً یک پیکسل از عکس نهایی را ثبت می‌کند. سازندگان این سنسورها با قرار دادن فیلترهای سرخ، سبز و آبی (رنگ‌های اولیه) روی تک تک آنها با استفاده از الگوهایی مانند الگوی بایر می‌توانند به پردازشگرهای دوربین قابلیت آن را بدهند که با کمک الگوریتم‌های درون‌یابی (اینترپولیشن) و مقایسه ارقام ثبت شده توسط ریز سنسورهای مجاور، رنگ واقعی هر پیکسل را حدس بزنند. دوربین‌هایی که قابلیت ذخیرهٔ عکس را بصورت خام دارا هستند، اجازه می‌دهند که این بخش نهایی شناسایی رنگ‌ها روی رایانه شخصی انجام شود و این به کاربران اجازه می‌دهد که آزادی بیشتری در ویرایش عکس نهایی داشته باشند.

یکی از خصوصیاتی که در بازاریابی دوربین‌های دیجیتال بر آن تاکید می‌شود تعداد کل پیکسل‌های یک دوربین است. این رقم که با واحد مگاپیکسل یا میلیون پیکسل شمارش می‌شود، از راه ضرب تعداد پیکسلهای افقی و عمودی یک سنسور محاسبه می‌شود.

برای مثال، دوربینی که حسگری دارای ۳هزار پیکسل افقی و ۲هزار پیکسل عمودی باشد، یک دوربین ۶ مگاپیکسلی خواهد بود. با وجود آنکه این رقم در برخی موارد می‌تواند شاخص خوبی برای مقایسه کیفیت تصویر دوربین‌های دیجیتال باشد، این رقم در اکثر موارد می‌تواند گمراه کننده نیز باشد. کیفیت نهایی یک تصویر دیجیتال موثر از متغیرهای بیشتری مانند نوع سنسور، مساحت سنسور، اندازه لنزهای ریز روی هر پیکسل و قدرت تمرکز لنز می‌باشد.




هیستوگرام

هیستوگرام (بافت‌نگار) به نموداری گفته می‌شود که فراوانی عناصری که در محور افقی آن قرار دارند را در محور عمودی نشان می‌دهد. هیستوگرام عکس، شدت نور را، از کمترین مقدار تا بیشترین مقدار، در محور افقی و تعداد پیکسل‌های هرکدام از آن‌ها را در محور عمودی نشان می‌دهد.

توجه به هیستوگرام، راه بسیار خوبی برای کنترل نوردهی دوربین و تصویر بوجود آمده‌است.

بافت‌نگار به عنوان یک عملگر کاربردی مصطلح است و یکی از ابزارهای مفید و کارآمد در دوربین‌های عکاسی دیجیتال به شمار می‌رود.




تجهیزات عکاسی

عکاسی نیز همچون دیگر هنرها و علوم، نیاز به ابزار و تجهیزات خاص خود دارد. برخی از ابزارها در ایجاد عکس نقش اساسی دارند و نبود آن‌ها فرآیند عکسبرداری را ناممکن می‌سازد و بعضی دیگر به عکاس کمک می‌کنند تا علاوه بر سرعت عمل و صرفه‌جویی در زمان، تصویر بهتری را نیز ثبت کند.



دوربین آنالوگ

دوربین آنالوگ طی سالیان طولانی از وضعیت ابتدایی خود که همان اتاق تاریک بود، تکمیل و به حالت فعلی در آمده‌است. اولین دوربین‌ها فاقد مسدودکننده و دیافراگم بودند. لنز آن دوربین‌ها کاملاً ابتدایی، و انحراف خطی شدید و سایه و یا تاریکی در گوشه‌ها داشتند. لزوم مسدود کننده از زمانی احساس گردید که سرعت مواد حساس عکاسی (نورگیری) افزایش یافت و زمان نوردهی به کسری از ثانیه رسید. مسدود کننده‌ها در انواع مختلفی تولید شده و برای کارهای متعدد مورد استفاده قرار گرفتند. مسدودکننده‌های برگی در تمامی سرعت‌های فلاش کارایی داشتند، ولی سرعت آنها کم بود.

مسدود کننده‌های سطح کانونی هم با وجود سرعت بالا، در ثبت تصویر از سوژه‌های متحرک، بسته به جهت حرکت پره‌ها (افقی یا عمودی) تصویر را دچار اعوجاج می‌کردند. با ورود عکاسی به جامعه و دنیای خبر و ورزش، طلب برای سرعت‌های بالای مسدود کننده، برای ثبت وقایع سریع افزایش یافت. سرانجام کارخانه مینولتا در سال ۱۹۹۸ دوربین ماکسیوم ۹ خود را با سرعت مسدود کننده ۱/۱۲۰۰۰ ثانیه به جهان معرفی کرد، که خود انقلابی در این زمینه محسوب می‌شود.

ساعت : 5:20 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
فتوگالری | next page | next page